دیدی که یار چون ز دل ما خبر نداشت دیدی که یار چون ز دل ما خبر نداشت ما را شکار کرد و بیفکند و برنداشت ما بیخبر شدیم که دیدیم حسن او او خود ز حال بیخبر ما خبر نداشت
هیچ است وجود و زندگانی هم هیچ هیچ است وجود و زندگانی هم هیچ وین خانه و فرش باستانی هم هیچ از نسیه و نَقد زندگانی همه را سرمایه جوانی است، جوانی هم هیچ