شمع سوزانی مرا، ر راحم تبریزی ۱ بازدید شمع سوزانی مرا، کمتر بسوزان جان من من بگردم دور تو، پروانه میخواهی چکار؟ عهد بستی با خودت، دیوانه گردانی مرا من که مجنون توام، دیوانه میخواهی چکار؟
گفتمش روزی خیالش از دلم بیرون کنم گفتمش روزی خیالش از دلم بیرون کنم دل بگفت او با من است من با خیالش میروم
خالی نمیگردد دلم از مستی چشمانِ تو خالی نمیگردد دلم از مستی چشمانِ تو ترسم که لغزد این دلم، بارِ دگر عاشق شود