اشعار فاضل نظری

سروده‌های ماندگار شاعران پارسی‌گو؛ همان‌ها که ربات غزل‌خانه هم از آن‌ها می‌خواند

فهرست اشعار شاعران

با موج، صخره گفت: همین هم غنیمت است

با موج، صخره گفت: همین هم غنیمت است سیلی‌خور تو نیز که باشم غنیمت است دست محبت تو اگر خیرخواه ماست این زخم را چه داغ، چه مرهم غنیمت است وقتی گذشته حسرت و آینده آرزوست در تنگنای این دو عدم، دم غنیمت است خون گریه کرد شیشه‌ی می، سر به دوش جام یعنی زمان مستی ما، غم غنیمت است هرکس به کیمیای سعادت رسید گفت با دوست هر دقیقه‌ی عالم غنیمت است القصه عیش هیچ شرابی مدام نیست جز دوستی که خاطره‌اش هم غنیمت است

من و جام می و معشوق، الباقی اضافات است

من و جام می و معشوق، الباقی اضافات است اگر هستی که بسم الله، در تأخیر آفات است مرا محتاج رحم این و آن کردی، ملالی نیست، تو هم محتاج خواهی شد، جهان دار مکافات است ز من اقرار با اجبار می گیرند، باور کن شکایت های من از عشق ازین دست اعترافات است میان خضر و موسی چون فراق افتاد، فهمیدم که گاهی واقعیت با حقیقت در منافات است اگر در اصل، دین حُبّ است و حُبّ در اصل دین، بی شک به جز دلدادگی هر مذهبی، مُشتی خرافات است