شب که سازد غمِ آغوشِ تو بیتاب مرا غ غنی کشمیری ۱ بازدید شب که سازد غمِ آغوشِ تو بیتاب مرا گر بُوَد فرش ز مخمل، نَبَرد خواب مرا
ای خوش آن دم که وصال تو میسّر گردد ای خوش آن دم که وصال تو میسّر گردد چون نفَس، جانِ به لب آمدهام برگردد انقلابی به غمآبادِ جهان میخواهم شاید این طالعِ برگشتهی من، برگردد