رفتی و در دل هنوزم حسرتِ دیدار باقی ش شهریار ۱ بازدید رفتی و در دل هنوزم حسرتِ دیدار باقی حسرتِ عهد و وداعم با دل و دلدار باقی
تا تو نگاه میکنی، کار من آه کردن است تا تو نگاه میکنی، کار من آه کردن است ای به فدای چشم تو، این چه نگاه کردن است؟
گفته بودی که چرا خوب به پایان نرسید؟ گفته بودی که چرا خوب به پایان نرسید؟ راستش زور من خسته به طوفان نرسید
ای غم! بگو از دستِ تو، آخر کجا باید شدن ای غم! بگو از دستِ تو، آخر کجا باید شدن در گوشهی میخانه هم، ما را تو پیدا میکنی