تا تو نگاه میکنی، کار من آه کردن است ش شهریار ۰ بازدید تا تو نگاه میکنی، کار من آه کردن است ای به فدای چشم تو، این چه نگاه کردن است؟
رفتی و در دل هنوزم حسرتِ دیدار باقی رفتی و در دل هنوزم حسرتِ دیدار باقی حسرتِ عهد و وداعم با دل و دلدار باقی
گفته بودی که چرا خوب به پایان نرسید؟ گفته بودی که چرا خوب به پایان نرسید؟ راستش زور من خسته به طوفان نرسید
ای غم! بگو از دستِ تو، آخر کجا باید شدن ای غم! بگو از دستِ تو، آخر کجا باید شدن در گوشهی میخانه هم، ما را تو پیدا میکنی