حالِ دل پرسیدی و گفتم که خوبم بارها ف فاضل نظری ۱ بازدید حالِ دل پرسیدی و گفتم که خوبم بارها خوبم اما خوبِ ویرانم! نفهمیدی مرا
دلم بدون تو غمگین و با تو افسردست؛ دلم بدون تو غمگین و با تو افسردست؛ چه کرده ای که ز بود و نبودت آزردست
در دلم بودی و شرمنده ز مهمان بودم در دلم بودی و شرمنده ز مهمان بودم که سزاوار تو این خانهٔ ویرانه نبود
حرف منّت نیست، امّا صد برابر پس گرفت حرف منّت نیست، امّا صد برابر پس گرفت گردشِ دنیا اگر چیزی به ما افزوده بود