در شب تیرهی خود چشم به ماهی دارم ف فاضل نظری ۱ بازدید در شب تیرهی خود چشم به ماهی دارم جز تماشای تو از دور چه راهی دارم؟
دلم بدون تو غمگین و با تو افسردست؛ دلم بدون تو غمگین و با تو افسردست؛ چه کرده ای که ز بود و نبودت آزردست
در دلم بودی و شرمنده ز مهمان بودم در دلم بودی و شرمنده ز مهمان بودم که سزاوار تو این خانهٔ ویرانه نبود
حرف منّت نیست، امّا صد برابر پس گرفت حرف منّت نیست، امّا صد برابر پس گرفت گردشِ دنیا اگر چیزی به ما افزوده بود