امشب از باده ش شهریار ۱ بازدید امشب از باده خرابم کن و بگذار بمیرم غرق دریای شرابم کن و بگذار بمیرم زندگی تلختر از زهر بوَد گر تو نباشی بعد از این مرده حسابم کن و بگذار بمیرم
تا تو نگاه میکنی، کار من آه کردن است تا تو نگاه میکنی، کار من آه کردن است ای به فدای چشم تو، این چه نگاه کردن است؟
رفتی و در دل هنوزم حسرتِ دیدار باقی رفتی و در دل هنوزم حسرتِ دیدار باقی حسرتِ عهد و وداعم با دل و دلدار باقی
گفته بودی که چرا خوب به پایان نرسید؟ گفته بودی که چرا خوب به پایان نرسید؟ راستش زور من خسته به طوفان نرسید