از همین شاعر

باز دیشب حالت من حالتی جانکاه بود

باز دیشب حالت من حالتی جانکاه بود تا سحر سودای دل با ناله بود و آه بود چشم شوق گریه در سر داشت من نگذاشتم ور نه از طوفان روح من خدا آگاه بود