اشعار شاعران

سروده‌های ماندگار شاعران پارسی‌گو؛ همان‌ها که ربات غزل‌خانه هم از آن‌ها می‌خواند

فهرست اشعار شاعران

درمان درد عشق اگر در ندیدن است

درمان درد عشق اگر در ندیدن است پس رود از چه در تب‌وتاب رسیدن است می‌سوزم از فراق ولی دم نمی‌زنم تنها گناه شب‌پره بالاپریدن است این عشق ریشه‌دارتر است از درخت‌ها ای باغبان! خلاصی‌ات از من بریدن است در نیمه‌راه عشق به عقل اعتماد ما در راه سیل بر سر هم سنگ‌چیدن است هرچند از سکوت تو بدتر سکوت توست اما سکوت خوب‌تر از نه ‌شنیدن است

میان چهره‌ی خود غصه‌ای نمایان داشت

میان چهره‌ی خود غصه‌ای نمایان داشت کسی که آینه‌ای در غبارْ پنهان داشت هنوز از دلم ای غم، نرفته برگشتی خوش آمدی که به برگشتن تو ایمان داشت همیشه همدمِ تنهایی‌ام، به خاطر تو چقدر داشتنت، ای غرور، تاوان داشت دلم چو لاله‌ی غمگین واژگون همه عمر ز داغ خویش سر غصه در گریبان داشت چو غنچه لب به سخن وا نکرده پرپر‌ شد اگر نه داغِ دل من هزار دیوان داشت چنین که می‌شنوم، مبحث حیات ابدی‌ست چه خوب می‌شد اگر این کتاب پایان داشت

من شیشه کوهم، اما از وسط تا خورده‌ام

من شیشه کوهم، اما از وسط تا خورده‌ام تو تصور می‌کنی، چوبِ خدا را خورده‌ام نه خیال بد مکن، چوب خدا اینگونه نیست من هر آنچه خورده‌ام، از دست دنیا خورده‌ام قطره‌ام اما هزاران رود جاری در من است غرق در دشواری‌ام، انگار دریا خورده‌ام دائماً در حال تغییرم، بپرس از آینه بارها از دیدن تصویرِ خود جا خورده‌ام