اشعار شاعران

سروده‌های ماندگار شاعران پارسی‌گو؛ همان‌ها که ربات غزل‌خانه هم از آن‌ها می‌خواند

فهرست اشعار شاعران

با موج، صخره گفت: همین هم غنیمت است

با موج، صخره گفت: همین هم غنیمت است سیلی‌خور تو نیز که باشم غنیمت است دست محبت تو اگر خیرخواه ماست این زخم را چه داغ، چه مرهم غنیمت است وقتی گذشته حسرت و آینده آرزوست در تنگنای این دو عدم، دم غنیمت است خون گریه کرد شیشه‌ی می، سر به دوش جام یعنی زمان مستی ما، غم غنیمت است هرکس به کیمیای سعادت رسید گفت با دوست هر دقیقه‌ی عالم غنیمت است القصه عیش هیچ شرابی مدام نیست جز دوستی که خاطره‌اش هم غنیمت است

دلم گرفته بیا بی‌بهانه گریه کنیم

دلم گرفته بیا بی‌بهانه گریه کنیم به یاد خاطره‌ای عاشقانه گریه کنیم میان جمع بخندیم از سر اجبار به حال غربت خود مخفیانه گریه کنیم زبان مشترک عاشقان اگر اشک است به جای شعر، به جای ترانه، گریه کنیم نه دست من به سر زلف او رسید نه تو بیا رقیب! بیا شانه‌شانه گریه کنیم نشسته‌ام به عزای خودم همان بهتر که بر مزار بدون نشانه گریه کنیم