اشعار شاعران

سروده‌های ماندگار شاعران پارسی‌گو؛ همان‌ها که ربات غزل‌خانه هم از آن‌ها می‌خواند

فهرست اشعار شاعران

تردید می‌کنی و من از یاد می‌روم

تردید می‌کنی و من از یاد می‌روم این‌گونه در اسارت و آزاد می‌روم مثل پرنده‌های رهاکرده از قفس با پای خود به خانه‌ی صیاد می‌روم شیرینِ من، سفر کن از اینجا که بعد تو من هم به راهِ رفته‌ی فرهاد می‌روم چون گَرد راهِ تو، که تو در آن نهان شدی بر خاک می‌نشینم و بر باد می‌روم من غرق باورم به تو، اما تو باز هم تردید می‌کنی و من از یاد می‌روم

تا که خلوت می کنم با خود؛ صدایم می کنند

تا که خلوت می کنم با خود؛ صدایم می کنند بعد؛ از دنیای خود، کم کم جدایم می کنند گوشه گیری انتخابی شخصی و خودخواسته ست پس چه اصراری به ترک انزوایم می کنند مثل آتشهای تفریحم که بعد از سوختن اغلبِ مردم به حال خود رهایم می کنند «ای بمیری! لعنتی! کُشتی مرا با شعرهات» مردم این شهر اینگونه دعایم میکنند احتمالاً نسبتی نزدیک دارم با خدا مردم اغلب وقت تنهایی صدایم می کنند مثل خودکاری که روی پیشخوان بانکهاست با غل و زنجیر پایم، جابجایم می کنند